سه اثر برگزیده پویش«عهد می‌بندم ...» انتخاب شد

۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۵ | ۱۵:۰۰ کد : ۴۲۲۰ اخبار سازمان اسلایدر
سه اثر برگزیده پویش«عهد می‌بندم ...» انتخاب شد

به گزارش روابط عمومی سازمان دانشجویان ایران، پویش«عهد می‌بندم» با هدف ترویج ارزش‌های اخلاقی، مسئولیت‌پذیری اجتماعی و تقویت روحیه همدلی و تعهد در میان دانشجویان برگزار شد.

در این پویش، شرکت‌کنندگان آثار خود را در بخش‌های مختلف از جمله دل‌نوشته، عکس و تولیدات رسانه‌ای ارسال کردند.
آثار ارسالی نشان‌دهنده نگاه عمیق و دغدغه‌مند نسل جوان نسبت به مفاهیم ارزشمند فرهنگی و اجتماعی است.
پس بررسی و داوری آثار ارسالی، سه اثر به عنوان آثار برگزیده این پویش انتخاب شدند.

آثار برگزیده
محدثه بلوچ قرائی_ دانشگاه پیام نور تربت حیدریه
آقا‌جان، امروز داغ‌تان روی قلبم سنگینی می‌کند و بغض راه گلویم را بسته است. حس می‌کنم برای ادای دین باید از یاد شما بگویم و بنویسم. از درس‌هایتان، از سبک زندگی‌تان؛ می‌دانم قطره‌ای از رودی‌ست که چند روزی می‌شود به اقیانوس پیوسته...مرور سبک زندگی پربرکت‌تان الگوی ماست؛ شخصیت‌تان‌ ابعاد مختلفی داشت و دارد و مهم‌ترین بعدش شاگردی این بنده‌ی حقیر در مکتب معلمی چون شماست، من باور دارم که هر معلمی که به شهادت می‌رسد، مصداق گندمی‌ست که از بر خاک افتادنش کشتزاری می‌روید و چون آیه‌ی آخر سوره‌ی فتح گیاهی خواهد شد که جوانه‌های کوچکی از کنارش می‌روید و کم‌کم آن جوانه‌ها تبدیل به ساقه‌هایی ستبر و قوی می‌شوند...

ای سید و سالارم، ای کسی که رگ گردنم در راه ولایت‌تان به نثار آمده است. در این لحظات که بوی شهادت از آسمان کشور عزیزمان به مشام می‌رسد و دلی آشفته و چشمانی اشک‌بار، به سمت آسمان دوخته شده، تنها پناهگاهم، یاد و خاطره پرفروغ شماست...

رهبر شهیدم، شما که در مکتب حسینی و در خط علی(ع) پرورش یافتید و درس ایثار و فداکاری را به ما آموختید، شما که همیشه در خط مقدم دفاع از حریم اهل‌بیت(س) بودید، اکنون نیز با خون پاکتان، درخت تنومند انقلاب اسلامی را آبیاری کردید. چه زیبا گفتید که «ما شهادت را عاشقانه و از سر شوق طلب می‌کنیم» و امروز، این عشق سراسر وجودتان را فرا گرفت و روح رفیع‌تان را به ملکوت اعلی پیوند زد.مگر می‌شود شما را فراموش کرد؟ 

مگر می‌شود از آن چهره نورانی و آن لبخند ملکوتی گذشت؟ شما رهبری بودید که در سختی‌ها، امید را در دل‌هایمان زنده نگه داشتید. شما که همواره «ما می‌توانیم» را فریاد می‌زدید، امروز با رفتن‌تان، به ما آموختید که برای رسیدن به قله‌های سعادت، باید از جان گذشت.

ای قهرمان ملت، اکنون در جوار رضوان و در کنار برادران شهیدتان آرمیده‌اید. اما بدانید که راه‌تان ادامه دارد. نسل‌های آینده که در سایه خون شما رشد می‌کنند، با همان صلابت و استواری که شما دارید، پرچم اسلام و انقلاب را به دست خواهند گرفت.

به خدا پناه می‌برم از روزی که نام‌تان در تاریخ این مرز و بوم فراموش شود. شما نه تنها یک رهبر، بلکه یک پدر، یک معلم و یک اسوه بودید.

 رهبر شهیدم، قول می‌دهم که تا آخرین نفس و تا آخرین قطره‌ی خونم، از آرمان‌های شما دفاع کنم و اجازه ندهم خون پاک‌تان هدر رود.


فاطمه حسین پورروانشناسی مقطع کارشناسی پیوسته دانشگاه آزاد اسلامی قم
ای رهبر شهید،گاهی در این گذر پر پیچ و خم روزگار، وقتی کوله‌بار مسئولیت سنگین‌تر از همیشه به دوش می‌کشد، ناخودآگاه نگاهم به افقِ روشنِ راهی می‌افتد که شما ترسیم کردید. راهی که نه با رفتن، که با ماندنِ معنایش، زنده‌تر شد.

عهد می‌بندم که در این هیاهوی زمانه، فراموش نکنم آن عهدی که با خون و ایثار بسته شد. عهد می‌بندم که شعله‌ی آگاهی را در دلم روشن نگه دارم و در مسیر دشوار اما روشنی که پیش رویمان است، گامی جز در جهت تداومِ آن معنا برندارم.

عهد می‌بندم که نامتان را نه فقط در سوگ، که در شورِ عمل، در پویاییِ اندیشه، و در استقامتِ بی‌بدیل، زنده نگاه دارم. عهد می‌بندم که سربازِ راه‌تان باشم، در جغرافیایِ امروز، با ابزارهایِ نو، اما با همان اصالتِ دیروز.

عهد می‌بندم… و بر این عهد می‌مانم، تا شاید قطره‌ای باشم در دریایِ بیکرانِ آن آرمان که شما، با جانتان، به ما سپردید.


مریم دارابی _ دانشگاه پارس
من عهد می‌بندم در سکوتی که میان واژه‌هایم جاری‌ست، در نوری که از دل آگاهی برمی‌خیزد و در مسیری که با هر گام، معنای تازه‌ای از بودن را برایم آشکار می‌کند.

من عهد می‌بندم که دانش را نه چون ابزاری برای برتری،بلکه چون امانتی گران‌بها در دستانم ببینم؛امانتی که باید آن را پاس بدارم، رشد دهم و در لحظه‌ای که می‌توانم، آن را چراغ راهی برای دیگران کنم.

عهد می‌بندم در روزهایی که خستگی، امید را کم‌رنگ می‌کند،به یاد بیاورم که هر تلاش کوچک،آغازی برای تغییری بزرگ است.که اگر امروز ایستادگی کنم،فردا می‌تواند روشن‌تر از آن چیزی باشد که تصورش را داشتم.

من عهد می‌بندم که در میان هیاهوی دنیا،گم نشوم؛که هدفم را، رسالتم را، و آنچه برایش قدم برداشته‌ام،همیشه در قلبم زنده نگه دارم.

عهدی برای ساختن، نه فقط برای خودم،بلکه برای فردایی که سهم من در آن،هرچند کوچک، اما صادقانه و ماندگار خواهد بود.


نظر شما :